|

"مامانی شلوارمو شستی؟
خانوم ! این لباس من چی شد ؟
...و خانوم با خوشرویی و خنده میگوید : بععععععععله! شستم ! شستم! و دست نوازش بر ماشین لباسشویی مدرن خود می کشد!"
اینها بخشی از تیزری ست که مدام از تلویزیون داخلی پخش می شود !
شاید به ظاهر این یک تبلیغ معمولی و گیرا برای یک لباسشویی باشد ، تبلیغی که یک خانه مدرن با امکانات فراوان واعضایی مدرن و منضبط را به تصویر بکشد ، لیکن با اندکی تعمق می توان در آن تصویری از" زن ایرانی" یافت که علیرغم مجهز شدن خانه اش به لباسشویی ، همه سراغ لباسهای چرکشان را از او می گیرند . این کلیشه های جنسیتی به وفور در تلویزیون که به عنوان رسانه ی همه گیر سطح پوشش بالایی دارد دنبال می شود. کلیشه هایی که در آن زنان، خانه داران و کدبانوهایی بالفطره و مردان نان آواران و مدیرانی بالذاتند. هرچند بخشی از این کلیشه ها مولود واقعیات ذهنی ، فرهنگی و مذهبی ایرانیانست ولی رسانه های شنیداری و دیداری عزم فراوانی برای بازتولید چنین کلیشه هایی دارند . اراده ای که در آن زن جایگاهی فراتر از آبریزگاه ظرفشویی ندارد . جالبتر آنکه در این تبلیغات کوشش فراوانی برای القا این آموزه است که دختران ایرانی باید رونوشتی از مادران خود باشند .در تبلیغی مشابه دخترکی 5 یا 6 ساله کنار مادر خود کنار ظرفشویی، به زحمت روی نوک پنجه خود ایستاده و با دستکش مورد تبلیغ دستیاری مادرش را می کند.
این تصاویر جذاب در لفافه می کوشند ، تار و پود مرز بندیهای جنسیتی را محکم تر و تعریف شده تر کنند ، آنگونه که دختر6 ساله به ظرف شستن و گرد گیری و چادر به سر کردن عشق بورزد، مادر او به تمیز کردن تمام ظرف ها با یک قطره مایع ظرفشویی و پدر به خسته و مانده از سر کار باز گشتن! |